محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

660

تاريخ الطبرى ( فارسي )

رخ دهد به روزگار من يا پس از من ؟ » سطيح گفت : « مدتها پس از تو باشد بيشتر از شصت يا هفتاد سال . » شاه گفت : « آيا پادشاهيشان دوام يابد يا به سر رسد ؟ » سطيح گفت : « پس از هفتاد و چند سال به سر رسد و همه كشته شوند و فرار كنند . » شاه گفت : « و قتل و هزيمتشان به دست كى باشد ؟ » سطيح گفت : « به دست ارم ذى يزن باشد كه از عدن سوى آنها آيد و هيچكس از آنها در يمن نگذارد . » شاه گفت : « آيا تسلط وى دوام يابد يا به سر رسد ؟ » سطيح گفت : « به سر رسد . » شاه گفت : « كى آن را به سر رساند ! » سطيح گفت : « پيمبرى پاكيزه كه وحى از بالا به دو رسد . » شاه گفت : « و اين پيمبر كيست ؟ » سطيح گفت : يكى از فرزندان غالب بن قهر بن مالك بن نضر ، كه پادشاهى قوم وى تا آخر روزگار بپايد . » شاه گفت : « اى سطيح مگر روزگار را آخرى هست ؟ » سطيح گفت : « آرى روزى كه اولين و آخرين فراهم آيند و نكوكاران نيكروز شوند و بدكاران تيره روز شوند . » شاه گفت : « آنچه گويى درست است ؟ » سطيح گفت : « آرى قسم به شفق و تاريكى و در بزرگ وقتى به هم برآيد كه آنچه گفتم راست است . » و چون سخن به سر رسيد ، شق در رسيد و شاه او را پيش خواند و گفت : « اى شق خوابى ديده‌ام كه از آن به وحشت افتاده‌ام ، مرا از آن خبر ده كه اگر درست گويى